خرید بک لینک

آرند که واعظی سخنور

بر مجلس وعظ سایه گستر

آرند که واعظی سخنور ||| مولانا عبدالرحمن جامی رحمت‌الله

از دفتر عشق نکته می راند

و افسانه عاشقان همی خواند

خر گم شده ای بر او گذر کرد

وز گمشده خودش خبر کرد

زد بانگ که کیست حاضر امروز

کز عشق نبوده خاطر افروز

نی محنت عشق دیده هرگز

نه داغ بتان کشیده هرگز

برخاست ز جای ساده مردی

هرگز ز دلش نزاده دردی

کان کس منم ای ستوده دهر

کز عشق نبوده هرگزم بهر

خر گم شده را بخواند کای یار

اینک خر تو بیار افسار

این را ز خری کزان دژم نیست

جز گوش دراز هیچ کم نیست

سرمایه محرمی ز عشق است

بل ک آدمی آدمی ز عشق است

هر کس که نه عاشق آدمی نیست

شایسته بزم محرمی نیست

جامی به کمند عشق شو بند

بگسل ز همه به عشق پیوند

جز عشق مگوی هیچ و مشنو

حرفی که نه عشق ازان خمش شو

مولانا عبدالرحمن جامی

برچسب: نویسنده: هیراد اکبری تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 16:10

صفحه بندی